
آموختمتلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی. آموختمتا با کفش کسی راه نرفتم راه رفتنش را قضاوت نکنم. گاهی برای بودن باید محو شد. دوست خوب پادشاه بی تاج و تختیست که بر دل حکومت میکند. از کم بودن نترسم اگر کم باشم شاید ولم کنن ولی زیاد که باشم حیفم میکنن.برای شناخت آدمها یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم. xa0...
ادامه مطلب
xa0 هنوز فرصت نکردم لباس گرم ها رو در بیارمxa0 هوا سرد شده و فعلا دارم با سویشرت میگردم تا یه روز تعطیل خونه باشم و لباس و کفش های تابستونی رو جمع کنم و پاییزی ها رو در بیارمxa0 هوا رو خیلی دوست دارم ! این صبحاهای نیمه سرد که باید به زور از زیر پتو بیای بیرون رو خیلی دوست دارمxa0 باید کولر پورتابل رو بردارم و جاش بخاری بزارمxa0 مامی لوله بخاری ها رو ریخته بیرون و باید برم لوله بخاری بخرم برای خودمxa0 وضعیت ارتباط من و مامی روز به روز بدتر میشهxa0 دیروز دیدم کوله پشتی لوازم کوهنوزدی بابا رو گذاشت...
ادامه مطلب