پست چند لایه

خرید بک لینک
بروبچ اومدن ایران ؛

سالها بود که دیگه توی فرودگاه موقع دیدن همدیگه نمی زدیم زیر گریه !

میشا رو هی گوشه کنار خونه در حال گریه کردن کشف میکنم !

و ناز که همش داره سعی میکنه دور و بر مامان نباشه که دعواشون نشه

همه مون سخت ترین سال زندگی مون رو گذروندیم

انگار به اندازه ده سال ازمون انرژی گرفته

چند تا تار سفید لای موهام دیدم که برای سن من خیلی زوده اما مهم نیس برام

************

مامی رفته بوتاکس کرده و ژل تزریق کرده به خودش

قیافه اش خیلی مصنوعی شده ! امیدوارم تا جمعه که مراسم باباس بهتر بشه

تقسیم کار کردیم و در طی دو سه روز کارا انجام شد

الان منتظریم که جمعه بشه و مراسم رو برگزار کنیم

نیمه شبانه

بعضی شبا که بی خوابی وحشتناکی به سرم میزنه ؛ میزنم به کتاب خونی

یکی از بهترین کتاب هایی که تو این چند سال خوندم در همین شبهای بی خوابی , کتاب دختری که رهایش کردی از جوجو مویز هست

پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش

می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ......

ما را در سایت می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 1:15

صفحه بندی