ای دیو سپید پای در بند ... ای گنبد گیتی ای دماوند ...

خرید بک لینک

ناز و کیان برگشتن آلمان

فقط ده روز موندن

تو فرودگاه وقتی داشتم به اونا که از پله برقی بالا می رفتن نگاه میکردم دخترک درونم بهم گفت خسته شدم از خداحافظی

بعدش از فرودگاه رفتم پیش بابا

گلهاشو آب دادم نگاهش بغلم کرد

نیمه شب نوشت :

با اینکه هیچ روزی از زندگیم شبیه قبلی نیست

با اینکه 5.30 صبح بیدار میشم و 10 میرسم خونه

با اینکه همه روز همه چی خوبه

زندگی داره میره به سمت روز مره گی

چیزی که همیشه ازش بدم می اومده

انگار روز در میوه استخر رفتن

روز در میون تنیس بازی کردن

ماساژ و ...

چیزی تو زندگی من جاش خالیه

اگه بهتون بگم موفق بودن هم دیگه برام عادی شده باورتون میشه

به نظر خودم خنده داره

هر کاری رو هر زمان و هرجا شروع کردم تا بلاترین سطح و بهترین وجه ممکن بالا رفتم و تموم کردم

بعضی وقتا دخترک درونم بهم میگه اعتیاد پیدا کردی به فتح قله

هر زمان که قله ای جلوت نباشه می گندی

فکر کنم وقتشه قله جدید پیدا کنم ...

می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ......

ما را در سایت می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 22:30

صفحه بندی