می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ...

متن مرتبط با «قدیما ما دلی داشتیم» در سایت می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ... نوشته شده است

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ... راهی بجز گریز برایم نمانده بود ...

  • نیلوبلاگ

    ویزام اومدجمعه یعنی 3 روز دیگه واسه یه ماه میرم آلمانxa0 البته اول پراگ بعدش آلمان بعدش فرانسه و اگه پول اضافه بمونه شاید هلند شایدم نه ! چه حس گهی داشتم وقتی رفتم ده میلیون کارت کشیدم توی صرافی و 4 تا اسکناس 500 یورویی بهم دادنxa0 احساس کردم پول ما انبوهی از پهن شدهxa0 یه نیمچه استفایی از کارم دادمxa0 البته موافقت نشد و رویه برگه مدیر عاملمون نوشته بود مرخصی بدون حقوقxa0 حالا برگردم یه تصمیمی راجع بهش میگی...

    ادامه مطلب
  • ای دیو سپید پای در بند ... ای گنبد گیتی ای دماوند ...

  • نیلوبلاگ

    xa0 ناز و کیان برگشتن آلمانxa0 فقط ده روز موندنxa0 تو فرودگاه وقتی داشتم به اونا که از پله برقی بالا می رفتن نگاه میکردم دخترک درونم بهم گفت خسته شدم از خداحافظی بعدش از فرودگاه رفتم پیش باباxa0 گلهاشو آب دادم نگاهش بغلم کردxa0 نیمه شب نوشت : با اینکه هیچ روزی از زندگیم شبیه قبلی نیستxa0 با اینکه 5.30 صبح بید...

    ادامه مطلب
  • نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد ... بختم گر یار شود ؛ رختم از اینجا ببرد

  • نیلوبلاگ

    xa0 یکی از آشناهای قدیمی که توی سیمنار های کاری می دیدمش بهم پیشنهاد کاری دادxa0انگار جذب ش کردم تغییری رو که می خواستمxa0 خیلی وقت بود که به این فکر میکردم که شغلم توی این سازمان دیگه جای پیشرفت برام ندارهxa0 و من بدون پیشرفت چه تو حوزه کاری و چه توسعه شخصی ؛ نمی تونم زندگی کنمxa0 انتظارم از خودم بیشتر از ین...

    ادامه مطلب
  • و زمینی که قسم خورد شکستت بدهد ... و زمان چَنبره زد کار به دستت بدهد

  • نیلوبلاگ

    موقع حرف زدن دستاش می لرزیدxa0 انگار هر کلمه اش با یه دنیا درد و ترس از دهنش بیرون می پریدxa0 لباس فرمش براش تنگ شده بود و منو یاد گالونی تو کارتون بچه های مدرسه والپ مینداخت از کارگرهای خط تولید بود ... صداش مثه کسی بود که 4 طبقه رو از پله بالا اومده بریده بریده و منقطع xa0: می گن گوه خوردی اما xa0تنها بودم ؛ به دلم نشست ؛ دیوار پشتم شدxa0 ولی فکر نکنین گولم زده و اغفالم کرده ! نه خیلی مردی و معرفت برام خرج کردxa0 سه ماه بود ظرفا رو توی حیاط می شستم بخاطر اینکه ظرفشویی بند اومده بودxa0 اومد تو...

    ادامه مطلب
  • گابريل_گارسيا_مارکز

  • نیلوبلاگ

    وروزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی... نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت...به آن روز می گویند: " پیری " آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد... این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان ها دارد !...

    ادامه مطلب
  • مای نیو کار :))

  • نیلوبلاگ

    xa0 سلام دوستای وبلاگی جونمxa0 خوبین ؟! یه لیفان X60 مشکی خریدم و قراره برو بچ رو ببرم ناهار امشب میرم براش کف پوش بخرم و جالباسی پشت صندلیxa0 دنبال یه اسم خوب میگردم براشxa0 از کارخونه میرم پیش بابا تا ماشین جدیدم رو بهش نشون بدمxa0 میدونم که خوشحاله اونم ؛ همیشه تشویقم میکرد که به آرزوهام فکر کنم و تلاش کنم که برسم خوووووووووووووووووووووشحالمxa0 ...

    ادامه مطلب
  • قدیما